Part ۱۶
بالاخره دستش را پس میکشد و تو را در حالی که درد میکشی و تشنهای، تنها میگذارد. انگشتانش را با دستمال پاک میکند و به ل،بهای تو پوزخند میزند.
جونگکوک: "دسر به زودی حاضر میشود. و بعد دسرم را میخورم."
به پیشخدمت اشاره میکند و میگوید که صورتحساب را میخواهد. چشمانش پر از شهوت و انتظار است و هرگز از تو جدا نمیش
پیشخدمت صورتحساب را میآورد و جونگکوک بدون اینکه حتی به جمع کل نگاه کند، آن را میدهد. او بلند میشود و دستش را به سمت شما دراز میکند.
جونگکوک: "بیا بریم. دیگه نمیتونم صبر کنم."
در حالی که کمی از الک،ل فاصله میگیرید، کمکتان میکند تا بلند شید و تعادلتان را حفظ میکند.
او ترو رو از رستوران بیرون میبره دستش رو با حالتی مالکیتگرایانه دور کمرت حلقه کرده هوای خنک شب به تو میخورد، اما پوست داغت را کمی خنک میکند.
جونگکوک: "دختر خوبی میشی و مستقیم به سمت ماشین میری، مگه نه؟"
در مرسدس مشکیاش رو باز میکنه و با دقت به تو نگاه میکنه تا ببینه آیا نشانهای از نافرمانی دارید یا نه.
سرت و تکون میدی ، کمی تلوتلو میخوری و سوار میشی. جونگکوک کنارت میشینه و بلافاصله دوباره دستش رو به سمت رو، نت دراز میکنه
جونگکوک: "دختر خوب. حالا، یه چیزی رو نگه دار."
موتور رو روشن میکنه و حرکت میکنه یک دستش روی فرمون و با دست دیگش رو،ن،ترو با حالتی مالکیتگرایانه فشار میده
رانندگی به سمت خونه به طرز عذابآوری کند به نظر میرسه دست جونگکوک با هر چراغ قرمز بالاتر میروه و شستش در گو،ش،تت فرو میره.
جونگکوک: "میتونم ببینم که داری وول میخوری. چقدر دلت میخواد درست و حسابی لم،س،ت کنم؟"
صداش از شدت اشتیاق، آرام و گرفته هست
ماشین رو پارک میکنه و فوراً به سمت تو برمیگرده، چشماش از شهوت و بیصبری تیره شده .
جونگکوک: "پیاده شو. همین الان."
کمربند ایمنیش رو باز میکنه و در ماشین رو باز میکنه منتظر میمونه تا تو از ماشین پیاده شی
تلو تلو میخوری و نزدیک هست در آغوشش بیفتی. اون تو رو میگیره و به راحتی بلندت میکنه و به داخل خانه میبره
جونگکوک: "طبقه بالا. به اتاق خوابم."
در رو پشت سرش محکم میبنده و مستقیم به سمت سوئیت اصلی میره با هر قدم سرعتش رو بیشتر میکنه
اون تو رو روی تخت بزرگش میندازه، بالای سرتان قرار میگیره و به ژولیدگیت نگاه میکنه. کتش رو درمیاره و کراواتش رو شل میکنه.
جونگکوک: "دوباره کاری میکنم اسمم رو فریاد بزنی. و این بار، تا وقتی که بیهوش نشی، دست از کار نمیکشم."
اسمات، داخل پی وی پیام بدید😁🤲🏼
جونگکوک: "دسر به زودی حاضر میشود. و بعد دسرم را میخورم."
به پیشخدمت اشاره میکند و میگوید که صورتحساب را میخواهد. چشمانش پر از شهوت و انتظار است و هرگز از تو جدا نمیش
پیشخدمت صورتحساب را میآورد و جونگکوک بدون اینکه حتی به جمع کل نگاه کند، آن را میدهد. او بلند میشود و دستش را به سمت شما دراز میکند.
جونگکوک: "بیا بریم. دیگه نمیتونم صبر کنم."
در حالی که کمی از الک،ل فاصله میگیرید، کمکتان میکند تا بلند شید و تعادلتان را حفظ میکند.
او ترو رو از رستوران بیرون میبره دستش رو با حالتی مالکیتگرایانه دور کمرت حلقه کرده هوای خنک شب به تو میخورد، اما پوست داغت را کمی خنک میکند.
جونگکوک: "دختر خوبی میشی و مستقیم به سمت ماشین میری، مگه نه؟"
در مرسدس مشکیاش رو باز میکنه و با دقت به تو نگاه میکنه تا ببینه آیا نشانهای از نافرمانی دارید یا نه.
سرت و تکون میدی ، کمی تلوتلو میخوری و سوار میشی. جونگکوک کنارت میشینه و بلافاصله دوباره دستش رو به سمت رو، نت دراز میکنه
جونگکوک: "دختر خوب. حالا، یه چیزی رو نگه دار."
موتور رو روشن میکنه و حرکت میکنه یک دستش روی فرمون و با دست دیگش رو،ن،ترو با حالتی مالکیتگرایانه فشار میده
رانندگی به سمت خونه به طرز عذابآوری کند به نظر میرسه دست جونگکوک با هر چراغ قرمز بالاتر میروه و شستش در گو،ش،تت فرو میره.
جونگکوک: "میتونم ببینم که داری وول میخوری. چقدر دلت میخواد درست و حسابی لم،س،ت کنم؟"
صداش از شدت اشتیاق، آرام و گرفته هست
ماشین رو پارک میکنه و فوراً به سمت تو برمیگرده، چشماش از شهوت و بیصبری تیره شده .
جونگکوک: "پیاده شو. همین الان."
کمربند ایمنیش رو باز میکنه و در ماشین رو باز میکنه منتظر میمونه تا تو از ماشین پیاده شی
تلو تلو میخوری و نزدیک هست در آغوشش بیفتی. اون تو رو میگیره و به راحتی بلندت میکنه و به داخل خانه میبره
جونگکوک: "طبقه بالا. به اتاق خوابم."
در رو پشت سرش محکم میبنده و مستقیم به سمت سوئیت اصلی میره با هر قدم سرعتش رو بیشتر میکنه
اون تو رو روی تخت بزرگش میندازه، بالای سرتان قرار میگیره و به ژولیدگیت نگاه میکنه. کتش رو درمیاره و کراواتش رو شل میکنه.
جونگکوک: "دوباره کاری میکنم اسمم رو فریاد بزنی. و این بار، تا وقتی که بیهوش نشی، دست از کار نمیکشم."
اسمات، داخل پی وی پیام بدید😁🤲🏼
- ۱.۲k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط